کد خبر : 12171 ۲۰ مرداد ۱۳۹۸ ساعت [ ۱:۴۹ ]
Print This Post Print This Post ذخیره فایل ارسال به دوستان

عملکرد غلط رسانه بزرگ، مرجعیت رسانه‌ای را تغییر داده است

آفتاب‌‌نیوز : در این نشست، دکتر خانیکی، با تقدیر از تلاش دست اندرکاران برای برگزاری این نشست و همکاران حزب اتحاد ملت ایران اسلامی که چنین برنامه ای را تدارک دیده اند گفت: وقتی دکتر محقر را دیدم، یاد روزهای اول انقلاب افتادم که در اینجا تکاپو بود. به درستی اشاره شد به ظرفیت هایی […]

آفتاب‌‌نیوز :

در این نشست، دکتر خانیکی، با تقدیر از تلاش دست اندرکاران برای برگزاری این نشست و همکاران حزب اتحاد ملت ایران اسلامی که چنین برنامه ای را تدارک دیده اند گفت: وقتی دکتر محقر را دیدم، یاد روزهای اول انقلاب افتادم که در اینجا تکاپو بود. به درستی اشاره شد به ظرفیت هایی که در این استان نهفته است، بویژه برای کسی مثل من که دنبال این هستم که در کجا زمینه و پیشینه گفت و گوی تمدنی وجود داشته است و در این استان به دلیل ساخت مذهبی، اجتماعی و قومی که دارد، این ظرفیت بوده است.

عرض تبریک با تاخیر به مناسبت روز خبرنگار و تبریک پیشاپیش روز عید قربان، و اما بهانه ای شد که اینجا باشم و سخنی از منظر ارتباطات داشته باشم.

باید یادی کنیم از دوست عزیز از دست رفته دکتر «شمس الدین وهابی» که سرمشق وفاداری به آرمان ها و زیستن در شرایط و موقعیت های متفاوت است. وجود افرادی مثل شمس کمک می کند که برخی امور که امروز فکر می کنیم ناممکن است، ممکن شود.

اما در فضیلت خبرنگار و خبرنگاری، بویژه این روزها سخن زیاد به میان آمده است اما دو نکته اهمیت دارد، یکی از مهم ترین مولفه هایی که در تحول ارتباط در جهان از آن یاد می شود، هویت اطلاع رسانی است.

در گذشته چیزهای دیگری چون دانش خلق معنا می کرد، امروز هویت خلق معنا می کند و یکی از آن هویت ها که اکنون معنادار شده، هویت اطلاع رسانی و هویت خبرنگاری است. و شکل خاص آن در ایران، این است که در ۱۷ مرداد، شهید «محمود صارمی» قربانی جهل شد. این نشان می دهد یکی از مواردی که خبرنگار با آن روبه رو است جهل بویژه جهل مقدس است وآن خطری جدی برای عالم روزنامه نگاری است.

فراتر از آن، یک سرچشمه دیگر برای عالم روزنامه نگاری وجود دارد و آن قدرت یافتن اطلاع رسانی و خبررسانی است. اگر روزی سیاستمداران، در راس هرم تغییرات بودند، امروز این روزنامه نگاران دلیل نفوذ و ساختن افکار عمومی و دارای اهمیت هستند.

خبرنگار و روزنامه نگار، بخشی از سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی را برای هر جامعه از جمله جامعه ما می سازد. امروز حساسیت روزنامه نگاری و رسانه به بالاترین سطح رسیده است. ما از جهان رسانه ای شده، سیاست رسانه ای شده، فرهنگ رسانه ای شده و از اجتماع و اقتصاد رسانه ای شده حرف می زنیم.

رسانه نه تنها فرصت که تهدید هم خلق می کند

این استاد علوم ارتباطات گفت: رسانه به دلیل اینکه قدرت افکار عمومی را به میان آورده، و این افکار عمومی است که نسبت به درست یا نادرست بودن چیزها نظر می دهد، دامنه نقش آفرینی اش بیشتر شده است.

در دانش ارتباطات، شاهد انقلاب شبکه های اجتماعی، انقلاب اینترنت و انقلاب تلفن هوشمند هستیم و به گفته صاحبنظران، بر هم تنیده شده این شبکه ها، انقلاب ارتباط را ایجاد کرده است و این انقلاب پارادایم جدیدی در مدنیت سیاست ایجاد کرده است.

این چهارچوب و پارادایم که در آن قرار داریم مهم ترین ویژگی اش که در ایران هم دیده می شود، این است که از این ارتباطات یکسویه، عمودی و از بالا به پایین که قبلا از رسانه های جمعی و مطبوعات بزرگ شکل می گرفت، خارج شده است.

ارتباطی که در آن، یک پیام تولید و ارسال می شد و بقیه، دریافت کنندگان منفعل بودند اما این، تبدیل شده به ارتباطات چندسویه، افقی و مختارانه، و در تولید، توزیع و دریافت پیام و اطلاعات، نقش مخاطب و کاربر بیشتر شده است و فرصت ها و قابلیت های تازه ای در جامعه قرار داده است.

دکتر خانیکی افزود: مهم ترین تحول ارتباطی رخ داده، این است که ما وارد جامعه شبکه ای شده ایم، شبکه ای یعنی ارتباط خُرد که تاثیرگذارتر و مهم تر از رسانه های بزرگ است.

در زندگی روزمره هم، این را می بینیم. در حادثه سیلاب در ترکمن صحرای گلستان، برایم جالب بود که مردم خبرها را از کجا دریافت می کنند و چگونه برای نیازهایشان، پیگیری می کنند. در این حادثه ها، مردم حتی در روستاها گروه های تلگرامی تشکیل داده و از طریق این گروه ها، چگونگی دریافت خدمات و یا دریافت نشدن را به هم اطلاع می دادند، گروه در فضای مجازی که فیلتر است، اما حتی روستاییان هم از آن استفاده می کردند.

البته این جریان، در ایران بی سابقه نبوده است. ایران به لحاظ ارتباطی در رسانه کوچک تجربه دارد. نوار کاست که پیام امام(ره) را پخش می کرد، جلسه هایی که در مساجد و هیات ها و دوره ها برگزار می شد، دیوارنوشته ها و شعارها، از این ها به عنوان رسانه های کوچک یاد می شود. رسانه هایی که در برابر رادیو و تلویزیون، که به لحاظ فنی یکی از بزرگ ترین شبکه ها بودند، پیروز شدند.

علت این بود که هم امکان ضبط صوت با نوار و یا تجهیزات ماشین های کپی در خدمت ارتباط قرار گرفته بود و اهمیت داشت. البته در سال ۷۶ هم به گونه دیگری این پدیده را مشاهده کردیم. در آن زمان هم رادیو و تلویزیون تصمیم خود را از نظر سیاسی داشت اما فقط دو روزنامه کوچک، پیام هایی که بعدها «اصلاحات» نام گرفت را منتشر کردند.

اما امروز در وضعیت وسیع تری، شبکه های مجازی به میدان آمده اند، تلفن هوشمند، تحریریه روزنامه و استودیو شده است. به همین دلیل با سرعت و گستردگی کار انتقال صوت، تصویر و متن را انجام می دهد. اما سوال، درباره وضعیت ارتباطی ما این است که این وضعیت چقدر فرصت و چقدر تهدید است؟

به طور طبیعی، هر امکان جدید به تنهایی نمی تواند خلق فرصت کند و یا منجر به تهدید شود، البته در جوامع در حال گذار و دستخوش تغییر، هر پدیده نو با مقاومت هایی در جامعه روبه رو است.

شبکه ای شدن ارتباط در ایران و غلبه پیام رسان های اجتماعی بر رسانه های جریان اصلی

این استاد دانشگاه گفت: به هر حال در بازه زمان ۲۰ ساله در ایران، نقش مطبوعات پایین تر آمده، نقش رادیو و تلویزیون به مراتب تغییر یافته و روابط عمومی ها دچار اختلال در ایفای نقش شده اند اما آنچه در دست همه است و از آن استفاه می کنند، رسانه های کوچک است.

به هر حال رسانه، رسانه است، رسانه نه مطلق خالق درد و نه خالق درمان است. رسانه به طور نسبی و با توجه به ظرفیت های جامعه، نقش مثبت و یا منفی دارد. رسانه می تواند در جامعه ای که زمینه امید دارد، خلق امید کند و در جامعه ای که زمینه اجتماعی ندارد، خلق یاس کند.

طبیعتا در این میان، نسل جوان مهارت و تسلط بیشتری به فضای مجازی دارد و گرایش به شبکه های اجتماعی و فضای مجازی، در برابر رسانه های جریان اصلی، بیشتر است. مصداق آن این است که تعداد شهروندخبرنگاران، یعنی کسانی که با دیدن حادثه ای، خبر را مخابره می کنند در برابر روزنامه نگاران و خبرنگاران رسمی بیشتر است.

انتقال مرجعیت رسانه ها

اما شهروندخبرنگاران چه فرصت ها و چه تهدیدهایی در دنیای ارتباط جامعه ایران دارند؟ به نظر می رسد تهدید بزرگ حوزه ارتباط جامعه ما این است که متاسفانه به علت عملکرد غلط رسانه بزرگ رادیو و تلویزیون، مرجعیت رسمی رسانه از رسانه های شناخته شده به رسانه های ناشناخته یعنی شبکه ها منتقل شده است، اکنون در اینکه چه چیز درست است و چه چیز درست نیست دچار مشکل هستیم. نمی دانیم هر خبر که می شنویم و سندی که منتشر می شود، چقدر واقعی یا غیرواقعی است و در برابر آن درمی مانیم.

در میان انتقال مرجعیت رسانه ای و خبری از رسانه رسمی به رسانه های غیررسمی، مهم این است که رسانه های غیررسمی، خارج از چهارچوب ها و ضوابط که تعیین کننده کار رسانه ای است، کار می کنند.

در فعالیت های رسانه رسمی، آموزش حرفه ای مطرح است و خبرنگار بلد است خبر چیست، با چه معیاری باید این را مخابره و منتشر کند، اما در شهروندروزنامه نگاری با آموزش حرفه ای و نظامنامه اخلاقی مواجه نیستیم و این تهدید است.

علاوه بر آن با ویژگی خاصی از فضای مجازی در این انتقال مرجعیت روبه رو هستیم. امروز نسبت به گذشته، گرایش به خبر منفی بیشتر است. صدای منفی امروز در جامعه ما بیشتر و بهتر شنیده می شود. خیلی سخت است که یک نهاد رسمی خواسته باشد فعالیت خود را بگوید و حرف امیدوارانه در جامعه زده باشد، زیرا در فضای اجتماعی که امروز در آن قرار داریم، سرمایه اجتماعی کاهش یافته، همبستگی اجتماعی تضعیف شده، افق آینده مبهم است، همه نگران از آینده هستند و اولین سوال ها این است که چه می شود وضعیت کشور؟ آیا جنگ می شود؟ وضعیت اقتصادی چطور می شود؟ در این بی افقی آینده، فرار سرمایه و فرار مغز داریم.

امید و امید اجتماعی

خانیکی اظهار داشت: در این فضای برآمده از دنیای شبکه ای، دو چیز تولید می شود، یکی خشم و یکی امید. فضای ارتباطی مبتنی بر شبکه ها، دو استعداد دارد، در یک طرف ایجاد خشم می کند و در طرف دیگر ایجاد امید می کند.

در شبکه ها، بیش از پیش سطح تحمل پایین آمده است، شبکه ها امکان ابراز خشم را آسان کرده اند. تکنولوژی، امکان ابراز خشم را آسان کرده و هزینه های خشم را کمتر کرده است و خشم اخلاقی زیاد شده است.

خشم در شرایطی رخ می دهد که همبستگی اجتماعی پایین و سرمایه اجتماعی تضعیف شده است و سوءظن و بی اعتمادی به هم بیشتر شده و افق آینده بسته است. مسیر خشم که در فضای مجازی، شکل گرفته محصول ناتوانی در گفت و گو است.

البته در برابر این خشم، فضای مجازی صرفا خالق خشم نیست و خالق امید هم هست. امکان شنیدن صداهایی که در جامعه شنیده نمی شود در فضای مجازی هست.

اولین تحقیق که در دهه ۵۰ در کشور انجام شده و اولین مطالعه علمی است که بر روی اینکه جامعه ایران چه می خواهد و دنبال چه چیزی است انجام شده، نشان داد که یک انقلاب مذهبی در ایران در راه است. این صدا در زمان شاه شنیده نشد حال هم قدرت شبکه ها این است که با گستردگی که دارند اگر بتوانند امکان مشارکت شهروندان بیشتر شود، مسیری برای گفت و گو باز شود و مسیر که باز شد، از دلش امید بیرون می آید.

به رغم خیلی از محدویت ها، تهدیدها و تنگناها، فرصت هایی ایجاد شده و می شود خلق کرد که نشان دهد در ایران زمینه امید هست. معتقدم و می بینم که در ایران زمینه امید هست و کار ما کنشگران سیاسی این است که زمینه ها را پیدا و بر آن تکیه کنیم.

موسسه رحمان

این استاد دانشگاه به معرفی مختصر موسسه رحمان پرداخت و گفت: موسسه رحمان، گزارش وضعیت اجتماعی ایران را در دو مرحله تهیه کرده است. گزارشی از وضعیت زنان هم تهیه شده و به زودی گزارش وضعیت کودکان و وضعیت سالمندان را پیگیری می کند. مسئله آینده ما پیش از این، جوانان بود، مسئله آینده سالمندان خواهد بود.

در ۱۰ سالگی موسسه رحمان، با پیشنهادهای داده شده، موضوع امید و امید اجتماعی در دستور کار قرار گرفت. اولین همایش در اسفند ۹۶ برگزار شد. در فاصله این همایش، شاهد اعتراض های دیماه همان سال بودیم و شاید اولین خوشه های خشم در آن زمستان مشاهده شد. عده ای گفتند که در این شرایط افرادی خوش خیال، همایش امید برگزار می کنند، اما این نشست ها را به پیش بردیم و در اسفند ۹۶ همایش برگزار شد و مورد استقبال قرار گرفت.

این نشست برگزار شد اما فقط نشست نبود، برنامه ها ادامه یافت، کارگاه های مختلف برای خبرنگاران، فعالان مدنی و کارشناسان دولتی برگزار شد و کارها را مرحله به مرحله پیش بردیم تا اینکه مجموعه ای از مباحث در ۵ فصل و ۵۸۶ صفحه منتشر شد.

ناامیدی، عامل فروپاشی جامعه

این نظریه پرداز اجتماعی گفت: امید اجتماعی، مفهومی پیچیده تر از امید است. امیداجتماعی، داشتن انتظار مثبت نسبت به حال و آینده است. البته ادبیات جهانی هم در این زمینه، فقیر نیست و کتاب و آثاری در این زمینه نوشته شده است.

ناامیدی عامل انهدام و فروپاشی جامعه است و اگر ملتی دچار ناامیدی شود، نمی تواند روی پای خود بایستد. ناامیدی در دین و تاریخ ادبیات و تاریخ تفکر هم جایگاهی ندارد.

امید اجتماعی توهم نیست، یک ظرفیت است اما ظرفیتی که کمتر دیده و کمتر شنیده شده است. فعالیتی است که در حوزه مدنی هم شکل گرفته است. در سیل اخیر، چه کسی زودتر از همه وارد عمل شد؟ می شود گفت گروه های اجتماعی که دیده نمی شدند و شناخته نمی شدند عاملیت پیدا کردند

امید اجتماعی جلو فروپاشی جامعه را می گیرد. امید یک احساس نیست، یک باور است. اما سوال این است به چه می شود امید داشت؟ از منظر اجتماعی خیلی مطرح است که به چه؟ به شرایط سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی می توان امید داشت؟

فردگرایی و مادی گرایی در جامعه غلبه کرده است و در این شرایط به چه می توان امید داشت؟

باید گفت که امید قرینه و معادل دارد و معادل، همان ظرفیت مدنی اجتماعی و فعالیت هایی است که در گروه های مختلف اجتماعی در میان جوانان، زنان و گروه های بزرگ اجتماعی شکل گرفته است و اگر به آن بپردازیم، ظرفیت آرمانی جامعه را می شود بالا برد.

منبع

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها